تبلیغات
تاریخ و ادبیات ایران زمین - فراگشت ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور

 

 چهارشنبه 29 اسفند 1386

فراگشت ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور [عمومي , ]

هوشنگ طالع

نخستین اعتراض رسمی به قرارداد 1933 (1312)، روز هفتم آبان ماه 1323 از سوی دکتر محمد مصدق در مجلس شورای ملی به عمل آمد. به دنبال آن سخنان زیادی گفته شد و مقاله ها و کتاب های بسیای منتشر گردید .
فراگشت ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور، دارای چهار گذر بود که سرانجام به تصویب قانون ملی شدن صنایع نفت در مجلس شانزدهم انجامید.

در گذر نخست، بدون هرگونه دودلی، به اشاره ی احمد قوام نخست وزیر، مجلس پانزدهم، با رد مقاوله نامه ی قوام - سادچیکف، خواستار استیفای حقوق ملی ایران، از نفت جنوب شد.

بخش یکم : لغو مقاوله نامه ی قوام - سادچیکف

دکتر هوشنگ طالعدولت شوروی، به دنبال پایان جنگ جهانی دوم و بیرون رفتن نیروهای نظامی انگلیس و آمریکا، از پذیرش تخلیه ی خاک ایران، خودداری کرد. از این رو، دولت ایران این مساله را به شورای امنیت سازمان ملل متحد کشاند.
اما دولت شوروی، در تمام مراحل زورآزمایی در شورای امنیت با ناکامی روبرو گردید.
از سوی دیگر، دولت مزبور زیر فشار شدید افکار عمومی جهانیان برای تخلیه ی خاک ایران قرار داشت. از این رو، آن دولت حاضر شد برای دستیابی به نفت شمال، نیروهای خود را از ایران بیرون برد.
در این فرآیند، دولت شوروی تجزیه ی آذربایجان و بخش هایی از کردستان را به فراموشی یا به دست «سرنوشت» سپرد.
لنین به خاطر قرارداد 1921 (قرارداد به اصطلاح مودت)، نهضت جنگل را رها کرد و استالین نیز به خاطر نفت شمال، فرقه ی دموکرات و کومله را.
البته، دولت ایران نیز از آن بیمناک بود که ممکن است در صورت محکوم شناخته شدن شوروی از سوی شورای امنیت، ایران مورد قهر شدید شوروی قرار گیرد و شورای امنیت نتواند در درازمدت از ایران حمایت کند.

از سوی دیگر، دولت شوروی از عدم تحصیل امتیاز نفت شمال که زمان درازی در پی به دست آوردن آن بود، شکایت داشت.
دولت شوروی معتقد بود که ایران، به دولت مزبور نسبت به دولت بریتانیا، تبعیض روا داشته و روا می دارد. به ویژه آنکه شرکت نفت ایران و انگلیس، زیر حاکمیت دولت بریتانیا قرار دارد.
در این میان، تشکیل شرکت مختلط ایران و شوروی، می توانست تا اندازه ای قانون منع مذاکره درباره ی نفت را دور بزند. اما چنین شرکتی نیز برای شروع به کار، نیازمند مصوبه ی مجلس بود.
از این رو، دولت ایران با تدوین یک قرارداد کلی پیرامون استخراج مشترک ایران و شوروی از نفت شمال، در پی آن بود که روس ها را راضی به تخلیه ی خاک ایران کند. از سوی دیگر، دولت مصمم بود که شرط پذیرش شرکت مختلط را در گرو تخلیه ی نیروهای شوروی در مدت معینی که از 6 هفته فراتر نرود، قرار دهد. سرانجام، روز 15 فروردین ماه (4 آوریل)، دو طرف در همه ی زمینه ها به توافق رسیدند و تفاهم نامه ی مربوط در کاخ وزارت امور خارجه، به امضا رسید. ساعت 4 بامداد روز شانزدهم فروردین ماه (5 آوریل)، بیانیه ی رسمی زیر از سوی دولت ایران منتشر شد :[1]

مذاکراتی که از طرف نخست وزیر ایران در مسکو با اولیای دولت جماهیر شوروی سوسیالیستی آغاز و در تهران پس از ورود سفیر کبیر شوروی ادامه یافت، در تاریخ 15 فروردین 1325 مطابق با چهارم آوریل 1946 به نتیجه ذیل رسید و در کلیه مسایل موافقت حاصل گردید :

1. یگان های ارتش سرخ از 24 مارس 1946 یعنی یکشنبه، چهارم فروردین 1325 در ظرف یک ماه و نیم، تمام خاک ایران را تخلیه می نمایند.
2. قرارداد ایجاد شرکت مختلط ایران و شوروی و شرایط آن از تاریخ 24 مارس تا انقضای هفت ماه برای تصویب، به مجلس پانزدهم پیشنهاد خواهد شد.
3. راجع به آذربایجان، چون امر داخلی ایران است، ترتیب مسالمت آمیزی برای اجرای اصلاحات طبق قوانین موجوده و با روح خیرخواهی نسبت به اهالی آذربایجان بین دولت و اهالی آذربایجان داده خواهد شد.

نخست وزیر دولت شاهنشاهی ایران، احمد قوام
سفیرکبیر دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی مقیم تهران، سادچیکف

پس از اعلام موافقتنامه ی مزبور، نخست وزیر درباره ی شرایط و مشخصات مربوط به شرکت مختلط نفت ایران و شوروی، به سفیر کبیر آن دولت نوشت :[2]

آقای سفیر کبیر
پیرو مذاکرات شفاهی که بین ما به عمل آمده است، احتراما به استحضار آن جناب می رساند که دولت ایران موافقت می نماید که دولتین ایران و شوروی، شرکت مختلط ایران و شوروی را برای تجسسات و بهره بردای از اراضی نفت خیز در شمال ایران، با شرایط اساسی ذیل ایجاد نمایند :

1. در مدت 25 سال اول عملیات شرکت، 49 درصد سهام به طرف ایران و 51 درصد سهام به طرف دولت شوروی متعلق خواهد بود و در مدت 25 سال دوم، 50 درصد سهام به طرف ایران و 50 درصد به طرف شوروی خواهد بود.
2. منافعی که به شرکت عاید می گردد، به تناسب مقدار سهام هر یک از طرفین تقسیم خواهد شد.
3. حدود اراضی اولی که برای تجسسات اختصاص داده می شود، همان است که در نقشه ای که جناب عالی ضمن مذاکرات در روز 24 مارس1946 [4 فروردین 1325] به این جانب واگذار فرموده اید، به استثنای قسمت خاک آذربایجان غربی که در باختر خطی که از نقطه ی تقاطع حدود اتحاد جماهیر شوروی و ترکیه و ایران آغاز و بعد از سواحل شرقی دریاچه ی رضائیه گذشته تا شهر میاندوآب می رسد، واقع است همان طوری که در نقشه ی مزبور روز چهارم آوریل سال 1946 [15 فروردین 1325] اضافه گردیده است.
ضمنا دولت ایران متعهد می گردد : خاکی را که در طرف غرب خط سابق الذکر واقع است به امتیاز کمپانی خارجی یا شرکت های ایرانی با اشتراک خارجی ها یا با استفاده از سرمایه خارجی واگذار ننماید.
4. سرمایه ی طرف ایران عبارت خواهد بود از اراضی نفت خیز مذکور در ماده ی 3 که پس از عملیات فنی دارای چاه های نفت خیز و محصول آن قابل استفاده ی شرکت خواهد گردید و سرمایه ی طرف شوروی عبارت خواهد بود از هر قبیل مخارج و آلات و ادوات و حقوق متخصصین و کارگران که برای استخراج نفت و تصفیه ی آن مورد احتیاج خواهد بود.
5. مدت عملیات شرکت پنجاه سال است.
6. پس از انقضاء مدت عملیات شرکت، دولت ایران حق خواهد داشت سهام شرکت متعلق به طرف شوروی را خریداری نماید و یا مدت عملیات شرکت را تمدید کند.
7. حفاظت اراضی مورد تجسسات و چاه های نفت و کلیه ی تاسیسات شرکت، منحصرا به وسیله ی قوای تامینیه ی ایران خواهد بود.
قرارداد ایجاد شرکت نفت مختلط شوروی و ایران که بعدا مطابق این نامه عقد می شود، به مجردی که مجلس شورای ملی ایران تازه انتخاب شود و به عملیات قانونگزاری خود شروع نماید، در هر حال نه دیرتر از هفت ماه از تاریخ بیست و چهارم مارس [4 فروردین] سال جاری، برای تصویب پیشنهاد خواهد شد. موقع را مغتنم شمرده احترامات فائقه را تجدید می نماید.
احمد قوام

باقراوف رهبر حزب کمونیست آذربایجان شوروی با آگاهی از مقاوله نامه ی نفت، گفته بود :[3]

در بیست و پنج سالِ آینده، حکم روایی در شرکت مختلط با ایران، در اختیار ما خواهد بود و ما خواهیم توانست، چندین هزار نفر از کارمندان و مامورین خود را به آن جا اعزام داریم. طبیعی است که این اشخاص از میان آذربایجانی ها [ارانی ها]، انتخاب خواهند شد.

روز ششم آوریل [17 فروردین 1325]، گرومیکو رییس هیات نمایندگی شوروی در نامه ای به رییس شورای امنیت، خواستار شد که مساله ی ایران از دستور کار شورا کنار گذارده شده و اعلام شود که در تمام زمینه ها :[4]

میان دو دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و ایران، توافق کامل برپایه ی اطلاعیه ی مشترک 4 آوریل [15 فروردین]، به عمل آمده است.

در این نامه، گرومیکو تاکید کرده بود که «از آن جایی که موردی برای اختلاف و وضعیتی برای به خطر افتادن صلح و امنیت جهانی وجود نداشت ...»[5]، اقدام شورای امنیت در چهارم آوریل [15 فروردین]، «اقدامی نادرست و غیر قانونی» بود.[6]

دولت شوروی با این اقدام خود، مساله ی ایران را دوباره در کانون توجه جهانیان قرار داد. آیا شوروی می خواست بدین وسیله شکست خود را در شورای امنیت ترمیم کند ؟ و یا این که در پی آن بود که با خارج کردن مساله ی ایران از دستور شورای امنیت، ضمن به دست آوردن یک پیروزی تبلیغاتی، با افزودن فشار، دولت قوام را مجبور به تسلیم نماید. یا این که دولت ایران را ساقط کرده و یا به فلج کامل بکشاند ؟

نامه ی مزبور در روزنامه های آمریکا و جهان منتشر گردید و رونوشت آن از سوی رییس شورای امنیت، برای علا رییس هیات نمایندگی فرستاده شد. علا، روز نهم آوریل (20 فروردین)، با توجه به دستورالعمل نخست وزیر، اعلام داشت :[7]

در نظر دولت ایران تغییری حاصل نشده و مایل است طبق قطعنامه ی 4 آوریل [15 فروردین] موضوع ایران در دستور کار شورای امنیت باقی بماند.

حسین علا، معتقد بود که دلایل زیر باعث شده بودند تا دولت شوروی مساله ی ایران را که قراربود برپایه ی تصمیم شورای امنیت، تا روز 6 مه (16 اردیبهشت) مسکوت بماند، پیش از موعد مطرح کند :[8]

یکی این که چون دولت شوروی دید دنیا متوجه موضوع ایران گردیده و بر همه مسلم شده است که دولت شوروی که ادعا داشت همیشه بر عهد و پیمان خود وفا می کند و به تعهدات بین المللی اهمیت شایانی می دهد، در این مورد که طرف او یک کشور کوچکی بود، پیمان خود را نقض و آشکارا در امور داخلی آن مداخله می کند لذا موجباتی فراهم ساخت که در مقابل افکار عامه دنیا خود را تبرئه سازد... [ و ]  این نامه را برای شورای امنیت بنویسد و صحت اقوال خود را ثابت نماید. دیگر آن که چون دولت جماهیر شوروی دید، شورا در امور ایران این طور اظهار علاقه کرده و در [ امر ] تخلیه کشور پافشاری می نماید، توجه و مراقبت و نظارت شورا را نسبت به این موضوع، برای خود وهنی دانست و با این ترتیب خواست عمل شورا را از ابتدا تا آخر نامشروع و غلط و مخالف منشورملل متحد معرفی کند. لیکن دولت شوروی در هیچ کدام از این دو منظور موفق نشده و مجددا وسیله ای به دست جراید و خبرنگاران داد که به او حمله برده و از اعمال و طرز رویه او با ایران انتقادت شدیدی بنماید ...

در این میان، نخست وزیر با توجه به جوانب گوناگون مساله، از آن بیم ناک بود که :[9]
اگر ایران شکایت خود را از شورای امنیت سازمان ملل متحد پس نگیرد، روس ها ممکن است، چنان که موافقت شده، ارتش خود را از ایران خارج نمایند اما اسلحه و تجهیزات در دست آذربایجانی ها [ فرقه ی دموکرات ] قرار خواهند داد و آن ها را، به مقاومت تشویق خواهند کرد.
[ در آن صورت ] حکومت تهران، ناگزیر است که سپاهیانی به آذربایجان فرستاده و در جنگ عجله به خرج دهد که در نتیجه روس ها می توانند، اعلام این حق را نمایند که برای حفظ امنیت سرحدات خود، دست به دخالت زده اند.
به هر حال، چنان که دولت ایران، با درخواست آنان، مبنی بر حذف مساله ی شکایت ایران از شورای امنیت موافقت نماید، باز ممکن است [ روس ها ]، قرارداد و عهود خود را زیر پا گذارده و نادیده بگیرند.

عصر روز 22 فروردین 1325 (11 آوریل 1946)، سادچیکوف سفیر کبیر شوروی در تهران به دیدار نخست وزیر رفت. سادچیکوف به قوام اظهار داشته بود :[10]

اصرار ایران در ادامه ی حفظ شکایت خود در برابر شورای امنیت، توهین به اتحاد جماهیرشوروی بوده و غیر قابل تحمل می باشد. زیرا بعد از موافقت نامه ی 4 آوریل [15 فروردین] دیگر دلیلی برای باقی ماندن شکایت ایران در دستور کار شورای امنیت وجود ندارد. روش ایران حاکی از نداشتن اعتماد به قول اتحاد جماهیر شوروی است و این امر، روابط دو کشور را به تیرگی می کشاند.

قوام به سادچیکوف گفته بود که وضعیت کنونی ِمساله ی ایران در برابر شورای امنیت، زیانی دربرندارد. اما سرانجام برابر اصرار سادچیکوف، به وی قول می دهد که دستور دهد تا پرونده را از شورا مسترد دارند.[11]

کاردار سفارت آمریکا در دیدار با قوام، وی را تشویق می کند که با اطمینان به شورای امنیت، برابر خواسته ی شوروی مبنی بر استرداد شکایت ایران از شورای امنیت، پایداری کند. قوام به وی می گوید :[12]

هنگامی که انسان با شیر درنده سر و کار دارد، باید به آن غذا داده و او را نوازش کند، نه این که در برابر آن، چنگ و دندان نشان دهد.

نخست وزیر از آن نگران بود که روس ها، گفت و گوهای اقتصادی را قطع کرده و در نتیجه، گفتگو درباره ی آذربایجان را غیر ممکن سازند.[13] قوام از کاردار سفارت آمریکا می خواهد که در یک چنین موقعیت دشوار، از حمایت ایران خودداری نکرده و دولت بریتانیا را نیز تشویق به جانبداری از ایران کند.
دولت شوروی با دست یازیدن به تبلیغات پر سر و صدا در راستای نبرد علیه فاشیسم، توانسته بود نوعی اعتبار کاذب در جهان به دست آورد.
میلیون ها انسان در سرتاسر جهان، فریب این تبلیغات را خورده بودند. اما دولت شوروی در اثر پافشاری بر روی عدم خروج نیروهایش از ایران، برابر افکار جهانی سخت به تنگنا افتاده بود. از سوی دیگر، ایران در دوران جنگ یاری های ارزشمندی به شوروی کرده بود. بدون راه های ارتباطی و میلیون ها تـُن جنگ افزار، خواروبار و ملزومات ... که از راه ایران به شوروی فرستاده شد، روس ها نه تنها نمی توانستند در استالین گراد، آلمان ها را شکست دهند، بلکه بدون تردید زیر چرخ های سنگین ماشین جنگی «رایش» به کلی خرد شده بودند.

آمریکا در پی آن بود که در آغاز نبرد سرد، یک پیروزی قاطع بر شوروی به دست آورد.[14] از این رو، قوام را زیر فشار قرار داده بود تا شکایت خود را با وجود قول روس ها برابر شورای امنیت مبنی بر عقب کشی نیروهای خود از ایران در موعد مقرر، پس نگیرد تا هم چنان شوروی را زیر فشار نگاه دارند.
آمریکایی ها، شرط حمایت از قوام را منوط به عدم حذف مساله ی ایران از دستور کار شورای امنیت قرار دادند.[15] وزیر امور خارجه آمریکا، از سفیر کشورش در ایران خواست تا از قول وی به نخست وزیر بگوید :[16]

من به نظرات او ... توجه دقیق مبذول داشتم و کاملا مشکلات او را درک می کنم. شما به او یادآوری کنید که به هر حال هرگونه تمایلی که از طرف وی برای حذف مساله ی ایران از شورای امنیت ابراز شود، احتمال می رود که احساسات و عقاید جهانیان و اعضای شورای امنیت را به این نکته سوق دهد که ایران می خواسته است که از شورا تنها به خاطر مذاکرات با شوروی و نه به این خاطر که حضور ارتش خارجی در کشور، صلح و امنیت جهانی را تهدید می نماید، بهره گیری کند. افزون بر آن ممکن است باعث ایجاد وضعی گردد که شورای امنیت در برابر حفظ حدود و ثغور کشورهای ضعیف بی تفاوت گشته و نتواند به کشوری که با جدیت و پی گیری در حفظ استقلال خود می کوشد، یاری کند ...

بدین سان، وزیر امور خارجه ی آمریکا، نیات واقعی خود را آشکار می کند. او ضمن تهدید قوام، آشکارا به وی می گوید که مساله بالاتر از خواست او و مصالح و منافع ایران است. او در ادامه ی پیغام می افزاید :[17]

صادقانه ترین وصمیمانه ترین نظری که می توانم به نخست وزیر ایران در مورد منافع ایران و تقویت سازمان ملل به اندازه ای که بتواند حافظ صلح باشد ارایه کنم این است که القا یا حذف مساله ی ایران از دستور شورای امنیت، این موضع را اتخاذ کند که تصمیم به طور کامل با شورای امنیت باشد. این شورای امنیت و نه ایران بود که به اتفاق آرا آن را در دستور قرار داد.

در پایان وزیر امور خارجه ی آمریکا، تغییر لحن داده و با لحن آمرانه ای دولت ایران را مورد خطاب داده و می گوید :[18]

اینک ایران باید استوار و محکم در احترام به تصمیم متخذه از طرف شورای امنیت باقی بماند و خود را برای گزارش به شورای امنیت در تاریخ ششم مه [16 اردیبهشت]، چنان که از آن خواسته شده است، آماده نماید.

اما، قوام در دام وعده و وعید آمریکایی ها نیفتاد و از لحن تند نصیحت آمیز آنان نیز بیمناک نشد. قوام معتقد بود که در صورت عدم پذیرش درخواست شوروی، آنان بیش از پیش در کار آذربایجان مشکل تراشی خواهند کرد. وی براین باور بود که «حل مساله ی آذربایجان بستگی به کسب حمایت معنوی شوروی دارد».[19] قوام، با توجه به حقایق و شرایط موجود از آن بیم داشت که در اثر لجاجت با روس ها :[20]

ممکن است آن ها ارتش خود را چنان که موافقت شده است از ایران خارج نمایند، اما اسلحه و تجهیزات در دست آذربایجانی ها [ مقامات فرقه ی دموکرات ] قرار داده و آن ها را به مقاومت تشویق کنند.

وی این احتمال را از نظر دور نمی داشت که در صورت موافقت دولت ایران با درخواست شوروی مبنی بر حذف مساله ی ایران از دستور کار شورای امنیت، ممکن است روس ها قراردادها و عهد خود را زیر پا گذاره و نادیده انگارند. قوام مصم بود تا وارد بازی خطرناک شرق و غرب نگردد. با این وجود به سفیر آمریکا گفت :[21]

به [ حسین ] علا دستور نخواهد داد تا شکایت ایران را از دستور کار شورای امنیت خارج سازد ...

قوام برای این که موضع خود را برابر آمریکایی ها روشن تر کند و اعلام دارد که در جنگ سرد، هم چنان که در اردوگاه شرق نیست، در اردوگاه غرب نیز قرار ندارد، گفته بود :[22]

مایل نیست که علا به تاکتیک تهاجمی خود در مخالفت با شوروی ... ادامه دهد.

اما قوام، پیش از آن که چنین دستوری را صادر کند، تعهد دیگری از شوروی دریافت کرد. باتوجه به این تعهد رسمی دولت شوروی، قوام به علا دستور داد تا شکایت ایران را از شورای امنیت پس بگیرد. علا در جلسه ی شورای امنیت گفت :[23]

امروز صبح، دوباره تلگرافی به شرح زیر از دولت متبوع خود دریافت داشته ام. با توجه به این حقیقت که سفیر شوروی امروز چهاردهم آوریل [ 25 فروردین ] دوباره تکرار کرد که تخلیه ی بدون قید و شرط خاک ایران وسیله ی ارتش سرخ در تاریخ ششم مه [ شانزدهم اردیبهشت ] تکمیل خواهد شد، لازم است شما فورا به شورای امنیت اطلاع دهید که دولت ایران به قول و تعهد دولت شوروی اعتماد کامل دارد و بدین جهت، شکایت خود را از شورای امنیت پس می گیرد.

گرومیکو، رییس هیات نمایندگی شوروی که پس از چند جلسه غیبت، در شورا حضور یافته بود، با بیان دلایلی، خواستار حذف مساله ی ایران از دستور شورای امنیت گردید.

اما چنان که گفته شد، با آغاز جنگ سرد، مساله ی شکایت ایران از شوروی، بدل به یکی از ابزارهای این جنگ شده بود. در این مرحله، شوروی در پی آن بود که با حفظ آبرو، خود را از مخمصه ی شکایت ایران به شورای امنیت برهاند. از سوی دیگر، آمریکا و غرب می کوشیدند، تا همه ی امتیاز خروج نیروهای شوروی از ایران را، به پای خود گذارده و بدین سان در نخستین مرحله ی جنگ سرد، یک پیروزی قاطع بر شوروی به دست آورند.
در این میان، دولت ایران زیر سخت ترین فشارهای شرق و غرب قرار داشت. با وجود موافقت دولت ایران مبنی بر حذف شکایت ایران از دستور کار شورای امنیت، غرب آن را در دستور کار نگاه داشت و اجازه نداد که از دستور حذف شود.
حسین علا سفیر کبیر ایران در واشنگتن، هم زمان ریاست نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد را نیز به عهده داشت. وی با وجودی که متصدی مهم ترین پست دیپلماتیک ایران در خارج از کشور بود و در این فرآیند در کانون اطلاعات و آگاهی ها قرار داشت، از زیرکی لازم برای درک ژرفای مساله، عاجز بود.
علا روز بیست و دوم فروردین ماه 1325 (11 آوریل 1946)، به دیدار رییس هیات نمایندگی آمریکا در سازمان ملل متحد رفت. در این دیدار، علا به وی گفته بود :[24]

ظرف 24 ساعت گذشته، فشار زیادی بر نخست وزیر وارد شده است تا به من دستور دهد که شکایت ایران را از دستور کار شورای امنیت خارج کنم ... اما اگر قوام دستور دهد که من شکایت ایران را از شورای امنیت پس بگیرم، آن را اجرا نکرده و استعفا خواهم کرد.

اما سرانجام، روز 26 فروردین 1325 (15 آوریل 1946)، قوام به علا دستور داد تا شکایت ایران را از شورای امنیت پس بگیرد. علا ضمن اطاعت از دستور، به نخست وزیر نوشت :[25]

با آن که انجام چنین کاری برای این جانب که شبانه روز با زحمات زیاد، زمینه را برای نگاهداری موضوع ایران در دستور کار شورای امنیت، آماده کرده و افکار عامه ی دنیا را برای پیشرفت کار دولت حاضر کرده بودم، خیلی گران بود و این جانب را در انظار عموم خفیف می کرد، معهذا برای آن که وسیله بدست مغرضین و دشمنان ایران ندهد و نتوانند بگویند این جانب خودسرانه در این جا، بدون میل و دستور ایشان عمل می کرده ام، لهذا همان طور که دستور داده بودند، عین دستورات آقای نخست وزیر را روز 15 آوریل [ 26 فروردین ] به شورای امنیت ابلاغ کردم ...

آیا، علا برای این که از فشار آمریکایی ها بکاهد، به رییس هیات نمایندگی آمریکا گفته بود که دستور نخست وزیر را مبنی بر استرداد شکایت ایران از شورای امنیت اجرا نکرده و استعفا خواهد کرد ؟
قوام به علا دستور می دهد که تصمیم درباره ی شکایت ایران را به عهده ی شورای امنیت بگذارد. اما سفیر شوروی که شاید به دستور و خواست قوام، از این مساله باخبر شده بود، به وی در این باره، اعتراض می کند :[26]

[ سادچیکوف از ] دستورات جدیدی که به علا داده شده بود ... به نخست وزیر [ قوام ] اعتراض می نماید که این عمل غیر منطقی است. زیرا ایران، هم زمان با اظهار اعتماد به تخلیه ی نیروهای شوروی، از همراهی با عمل شوروی مبنی بر استرداد شکایت از شورای امنیت، عمل نمی کند.

قوام، به وی می گوید که این اقدام غیرمنطقی نبوده است. زیرا وی با توجه به نظر شوروی که اظهار داشت که عقب نشینی سپاهیان شوروی منوط به آن است که «چیز غیر قابل پیش بینی رخ ندهد» عمل کرده است.[27] سادچیکوف در پاسخ می گوید که این مسایل مربوط به پیش از توافق اخیر وی با نخست وزیر بوده است، زیرا :[28]

در آن زمان، بیم آن می رفته که عناصر خصم و دشمن روسیه، قوام را معزول کنند. از این رو، این مساله پیش بینی شده بود. اما از آن جا که توافق نامه امضاء گردیده و دولت دوستانه ی قوام در قدرت ابقا شده است، دیگر این توهم وجود ندارد.

سپس او اصرار می ورزد که قوام به علا دستور دهد که با تقاضای حذف شکایت ایران از دستور مذاکرات شورای امنیت، با شوروی همکاری کند. در پاسخ، قوام فرمول زیر را که از سوی هیات دولت مورد تصویب قرار گرفته بود به سادچیکوف ارایه می کند :[29]

از آن جا که سفیر شوروی در تاریخ چهاردهم آوریل [ 25 فروردین ]، اطمینان داده است که تخلیه ی نیروهای شوروی بدون قید و شرط، در ششم ماه مه [ پانزدهم اردیبهشت ] پایان خواهد یافت، دولت ایران مایل است که شکایت خود را از شورای امنیت پس بگیرد.

سادچیکوف، پس از مشورت با مسکو در ساعت نه و سی دقیقه بامداد روز 26 فروردین (15 آوریل)، به نخست وزیر اطلاع می دهد که این موضوع پذیرفته شده است.[30]

بدین سان، قوام با یک رزمایش (مانور) ماهرانه، هم تضمین دوباره ی شوروی ها را به دست آورد و هم با بی خبر نگاهداشتن نمایندگان سیاسی غرب در تهران، دستور لازم را در این باره، برای حسین علا صادر کرد.
کاردار سفارت آمریکا در تهران، از این که دولت متبوع وی از این اقدام نخست وزیر، بی خبر نگاه داشته شده بود، از قوام گله می کند. نخست وزیر به کاردار سفارت آمریکا می گوید :[31]

این امر، مولود سرعت حوادث بود، نه به قصد ناچیز گرفتن دولت آمریکا.

کاردار سفارت آمریکا، به گفته های نخست وزیر اعتماد نمی کند و از کاردار سفارت بریتانیا در تهران، پی جوی مساله می شود. اما با شگفتی متوجه می شود که آن ها، حتی اطلاعات وی را نیز ندارند :[29]

در گفت و گو با کاردار سفارت انگلیس در تهران، دریافتم که انگلیس ها، حتی بیش از ما از این وقایع بی خبر مانده اند.

چنان که گفته شد، احمد قوام تصمیم گرفته بود که پیش از ورود سادچیکوف به تهران، دوباره شکایت ایران را در دستور کار شورای امنیت قرار دهد. اما وی در پی آن بود که با اقدام های جانبی، از واکنش تند شوروی ها بکاهد. از این رو، دستور داد که روز اول فروردین ماه بر پایه ی ماده ی 5 قانون حکومت نظامی، سید ضیاءالدین طباطبایی را که معروف به هواخواهی از سیاست بریتانیا بود، بازداشت کنند. شاید هم، وی می خواست که با یک تیر دو نشان زده و بدین ترتیب، بازداشت خود را وسیله ی سید ضیاءالدین طباطبایی هنگام نخست وزیری یک سد روزه ی او در سال 1299 خورشیدی، تلافی کرده باشد. هم چنین، قوام دستور داد تا جمال امامی و کریم خان رشتی را که مشهور به هواخواهی از سیاست بریتانیا بودند، بازداشت نمایند. همراه با این گروه، تعداد دیگری از جمله سر لشگر ارفع، رییس پیشین ستاد ارتش نیز بازداشت شدند.

آمریکایی ها، از سویی به دلیل عدم همراهی قوام در اجرای برنامه هایشان برای گرم کردن «جنگ سرد»، از وی ناراحت بودند و از سوی دیگر، توان درک قدرت وی را در «بازی سیاسی» نداشتند. آن ها در آغاز اردیبهشت ماه 1325 (آوریل 1946)، سقوط نزدیک قوام را پیش بینی می کردند و بر این باور بودند که وی توان زورآزمایی در این پهنه را ندارد :[33]

خطر در این جاست که قوام در اثر تعقیب سیاست دل جویانه ی خود [ از شوروی ] مجبور خواهد شد که تسلیم خواست های دائم التزاید گروه های مورد حمایت شوروی گردد. تا جایی که جز تسلیم کامل در برابر آن ها و یا طرد از قدرت به نفع یک دولت دست نشانده ی واقعی، راهی نداشته باشد. خطر دیگر این است که او از لحاظ جسمی قادر به ایستادگی برابر آن ها و کشیدن یک چنین بار سهمگین به تنهایی برای حل بحران سیاسی ندارد [ و در نتیجه ] عاجز مانده و نتواند به جسم محتضر دولت ایران جان بخشد. برخی معتقداند که از هم اکنون نشانه های خستگی و فرسوده گی در او ظاهر شده است و گمان می کنند که نخست وزیر به همین جهات، آغاز به دادن امتیاز کرده است.

آمریکایی ها که در اثر سیاست انفعالی بریتانیا، خود را مرد اول صحنه ی ایران در مبارزه با شوروی می پنداشتند، چنان دچار اشتباه محاسبه بودند که در آستانه ی پیروزی قوام، سقوط وی را پیش بینی می کردند. آنان به این جمع بندی نادرست رسیده بودند که :[34]

به هر حال، قوام دارد بر روی طناب راه می رود و نیاز کامل به توانایی و زیرکی سیاسی خود دارد تا بتواند موازنه را حفظ کرده و سقوط نکند.

افزون بر آمریکایی ها، انگلیس ها نیز از بازی ماهرانه ی احمد قوام، دچار سردرگمی شده بودند :[35]

[ در این گیرودار ] ما در سفارت [ بریتانیا ]، از هم می پرسیدیم، آیا بهایی که ایران برای خروج روس ها از ایران پرداخته، گران نبوده است ؟ آیا روس ها، واقعا روز ششم مه [ 16 اردی بهشت ]، بیرون خواهند رفت ؟ و آیا اگر آن ها این کار [ را ] بکنند، حزب توده و [ فرقه ]ی دموکرات، به کمک ستون پنجم روس ها، آن قدر نیرومند نخواهند بود که بر انتخابات مسلط شده و فراکسیون مقاومت ناپذیری در مجلس پانزدهم تشکیل دهند ؟ من گمان می کنم که هیچ یک از ما، عمق و زیرکانه بودن بازی قوام را درک نمیکردیم.
حتی مخبر [ روزنامه ]ی تایمز لندن که ناظری دقیق بود، اشتباه می کرد. طبق تلگرافی که این مخبر روز ششم آوریل [ 17 فروردین ] کرده بود، نخست وزیر روی مجلس پانزدهم، به عنوان یک مجلس طرفدار شوروی حساب می کرد، تا حل قضیه ی نفت تأمین گردد.

ظاهرا روس ها، بدون اطمینان آشکاری از جانب دولت مرکزی، قبول می کنند که قوام، رژیم طرفدار آن ها را در آذربایجان به رسمیت خواهد شناخت. به طور کلی، عقیده ی محافل غربی این بود که : قوام به روس ها، جواز عبور فروخته است.

اما برخلاف برداشت غرب، قوام بدون انحراف به چپ و راست و با رزمایش های ماهرانه، در پی نجات آذربایجان بود. از این رو، قوام با قاطعیت، درباره ی غائله ی آذربایجان گفته بود :[36]

من تصمیم دارم این گرفتاری [ مساله ی آذربایجان ] را حل کنم.

سرانجام، با پایان کار فرقه ی دموکرات، انتخابات مجلس پانزدهم در سرتاسر کشور برگزار شد. بدین سان، پس از کمابیش 16 ماه فترت، روز بیست و پنجم تیر ماه 1326، مجلس پانزدهم گشایش یافت. در انتخابات تهران، احمد قوام نماینده ی اول تهران شد. اما وی از این سمت استعفا کرد و در نتیجه، دکتر صادق رضازاده شفق به عنوان دوازدهمین نماینده ی تهران، به مجلس شورای ملی راه یافت. در این انتخابات، هفتادوسه تن از نامزدهای حزب دموکرات ایران، وارد مجلس شدند.
پس از تصویب اعتبارنامه ی اکثریت نمایندگان، روز ششم امرداد ماه 1326، مجلس شورای ملی آماده ی کار شد. برپایه ی سنت مشروطیت، دولت استعفا کرد و دوباره احمد قوام با تمایل اکثریت نمایندگان، مامور تشکیل کابینه شد.
اعتقاد عمومی بر این بود که مجلس پانزدهم، بدون درنگ مقاوله نامه ی قوام  سادچیکوف را امضا خواهد کرد. اما قوام اندیشه ی دیگری در سر داشت. وی می خواست با پیام های مستقیم و غیرمستقیم، به نمایندگان بفهماند که دیگر نیازی به تصویب مقاوله نامه ی نفت نیست. از این رو، در میانه های خرداد ماه 1326، خبرنگار روزنامه لوموند (Le Monde) چاپ پاریس، گفت و گویی با نخست وزیر به عمل آورد که متن آن روز بیست و سوم خرداد ماه در روزنامه ی مزبور منتشر شد. در این گفت و گو، احمد قوام اعلام کرد که مانعی برای افتتاح مجلس وجود ندارد و تنها منتظر خاتمه ی انتخابات آذربایجان و فارس هستم. ولی ممکن است به واسطه ی گرمای تابستان و عزیمت وکلا به حوزه های انتخابیه ی خودشان، تاخیری در افتتاح مجلس رخ دهد.[37] در این گفت و گو، خبرنگار لوموند، از نخست وزیر پرسید :[38]

دولت شما، از دولت هایی است که اکثریت تام در مجلس دارد ... پس برنامه ی این حزب، حتما به مجلس تسلیم شده و به موقع اجرا گذارده خواهد شد. موافقت نامه ی ایران و شوروی مورخ 5 آوریل [ 4 آوریل / 15 فروردین ] که به موجب آن یک شرکت ایران و شوروی برای بهره برداری منابع نفط در شمال ایران پیش بینی شده است، به دست شما امضا گردیده. پس می توان پیش بینی کرد که این قرارداد در مجلسی که از یک اکثریت دموکرات تشکیل شده است، به تصویب خواهد رسید.

احمد قوام، با زیرکی پاسخ می دهد :

برنامه ی حزب ما، اصولا هفت ساله است ... در آن برنامه، به هیچ وجه اسمی از تشکیل یک شرکت نفت برده نشده است. معهذا راجع به موافقت نامه ای که با شوروی ها امضا نموده ام، این یک تعهدی است و من نمی خواهم با عدم انجام آن، مرد بدقولی معرفی شوم. پس هیچ چیز، مرا مانع نخواهد شد که طرح لازم را به مجلس تسلیم کنم.
از طرف دیگر، محقق است که وضعی که در زمان امضای موافقت نامه موجود بود، عجالتا تغییر کرده است. بدین معنی که فعلا نمایندگان ملت انتخاب شده و مجلس قریبا افتتاح خواهد شد.

در دنباله ی این مصاحبه، قوام برای این که موضع خود را برابر قرارداد برای نمایندگان روشن کند و به آنان تفهیم کند که وی ناچار از تقدیم مقاوله نامه به مجلس است اما آنان هیچ تعهدی به پذیرش آن ندارند، گفت :[39]

البته ما نمی توانیم، نظریه ی مخصوصی را به نمایندگان که افکار و نظریات آزاد دارند، تحمیل کنیم. زیرا در آن صورت، ممکن است همین اصولی که توافق شده، در مجلس رد شود و در آن صورت هم برای این جانب صورت خوشی نخواهد داشت و هم باعث رنجش خاطر دولت دوست و همسایه، یعنی اتحاد جماهیر شوروی خواهد شد. پس باید، دو طرفی که موافقت نامه را امضا کرده اند، وضعیت فعلی را در نظر گیرند ...

هم چنین، احمد قوام پیش از معرفی دولت خود به مجلس شورای ملی، به پرسش های خبرنگار خبرگزاری یونایتد پرس، پیرامون مساله ی نفت پاسخ داد. وی در این مصاحبه گفت :[40]

درباره ی مذاکرات و مقاوله ی نفت شمال، اتخاذ تصمیم با مجلس است. دولت انتظار ندارد در صورتی که مجلس موفق به تصویب لایحه ی نفت نشود، دولت شوروی رویه ی دوستانه ی خود را با ایران تغییر بدهد.

قوام، در پاسخ به پرسش خبرنگار خبرگزاری پارس، مبنی بر این که در مقابل تجاوز و حمله ی یک کشور بزرگ تسلیم خواهد شد و یا به امید کمک سازمان ملل متحد، جنگ خواهد کرد، با لحن قاطعی اعلام داشت :[41]

تصور می کنم که هرگز، چنین تجاوز یا حمله ای به ایران نشود.

بدین ترتیب، قوام در آغاز کار مجلس پانزدهم، غیر مستقیم به نمایندگان فهماند که هرگاه مقاوله نامه ی نفت شمال رد شود، اتفاقی نخواهد افتاد و او انتظار ندارد که در صورت عدم تصویب مقاوله نامه «دولت شوروی، رویه ی دوستانه ی خود را با ایران تغییر دهد».
قوام برای این که نشان دهد که تغییر کلی در سیاست های گذشته به عمل آمده است، روز نوزدهم امرداد ماه 1326، مظفر فیروز را از مقام سفارت ایران در مسکو برکنار کرد. حتی پس از برکناری، پرونده ای نیز علیه او در دادگستری تشکیل گردید.
روز بیستم شهریور ماه 1326 (11 سپتامبر 1947) جرج آلن، سفیر کبیر آمریکا در تهران، در انجمن روابط فرهنگی ایران و آمریکا، سخنرانی کرد. در این سخن رانی، برای نخستین بار، دولت ایالات متحده ی آمریکا در کشمکش میان ایران و شوروی، موضع آشکار حمایت از ایران را در پیش گرفت. البته از یاد نبریم که در این زمان، نیروهای شوروی ایران را تخلیه کرده بودند و خطر ورود دوباره ی سربازان شوروی به ایران (در صورتی که تحولات غیرمترقبه ای در سیاست جهانی پیش نمی آمد)، بعید به نظر می رسید. جرج آلن در این سخنرانی گفت :[42]

به نظر دولت آمریکا، ایران به طور کامل آزاد است که پیشنهاد شوروی را بپذیرد و یا رد کند. در صورتی که تصمیم گرفت آن را رد کند، می تواند به کمک و پشتیبانی آمریکا در برابر تهدیدها و فشارهای شوروی امیدوار و متکی باشد.

دولت ایالات متحده، در درازای حضور نظامی در ایران، رفته رفته به این نتیجه رسیده بود که با وجود انگلیس ها در جنوب و روس ها در شمال، جایی برای حضور آنان در ایران نخواهد بود. از این رو، باید به یاد داشته باشیم که :[43]

گفته های جرج آلن، ناشی از خیرخواهی ویژه ی آمریکا نسبت به ایران نبود بلکه نتیجه ی منطقی سیاستی بود که در سال 1946 میلادی [ 1325 خورشیدی ] طی کشمکش ایران و شوروی بر سر آذربایجان، به تدریج نضج گرفته و در 13 آوریل 1947 [ 24 فروردین ماه 1324 ]، در قالب نطق مشهور رییس جمهور آمریکا که به نام دکترین ترومن [ اصول عقاید ترومن ] معروف گردید، متجلی شد.

در حالی که دولت و ملت ایران، از سوی اتحاد شوروی زیر فشار قرار داشتند، دولت بریتانیا، برای نگاهبانی از منافع نامشروع خود در نفت جنوب، در حمایت از دولت شوروی، فشار بر ایران را افزایش داد.
دولت بریتانیا نیک آگاه بود که در صورت رد قرارداد از سوی مجلس، نوبت به امتیاز نفت جنوب خواهد رسید. از این رو، دولت بریتانیا، ضمن یادداشتی که سفیر کشور مزبور در تهران تسلیم نخست وزیر کرد، به دولت ایران توصیه نمود که راه را برای مذاکرات بعدی با روسیه در موضوع نفت، باز نگاه دارد.[44]
از سوی دیگر، روز 12 سپتامبر (21 شهریور ماه 1326) سخنگوی وزارت امور خارجه ی بریتانیا گفته بود :[45]

انگلستان، مخالف اعطای امتیاز نفت از طرف ایران به اتحاد شوروی نیست.

با گشایش مجلس شورای ملی، شوروی ها برای تصویب موافقت نامه ی نفت، سیاست خشن تری در پیش گرفتند. به طوری که سادچیکوف، آشکارا به نخست وزیر گفته بود که اگر شما این تعهد [ امضای موافقت نامه ] را انجام ندهید، دولت شوروی ایران را دشمن خونی خواهد پنداشت.[46] مقام های شوروی، بعدها اعلام کردند اظهارات سادچیکوف این معنا را نداشت که پشت سر آن، عملیات نظامی انجام خواهیم داد.[47] اما باید دانست که دادن عنوان دشمن خونی در عرف سیاست استالینی، به مفهوم تهدید به جنگ و خون ریزی بود.
روز بیست و دوم شهریور ماه، احمد قوام دولت جدید خود را به مجلس معرفی کرد. وی در سخنانی دو پهلو که می توانست روس ها را نسبت به تصویب قرارداد امیدوار کند، گفت : «... این جانب عقیده دارد که مجلس پانزدهم مبدا تاریخ تحول نسل حاضر شناخته خواهد شد ... [48]
قوام می دانست که قرار نیست که مقاوله نامه ی او با سادچیکوف درباره ی نفت شمال، به تصویب مجلس برسد. از این رو، نظر او از این که مجلس پانزدهم «مبدا تاریخ تحول نسل حاضر شناخته خواهد شد»، جز این نمی توانست باشد که با رد قرارداد در مجلس، راه برای باز پس گرفتن حقوق ملت ایران از نفت جنوب، گشوده خواهد شد.
چنین نیز شد. مجلس پانزدهم با رد قرارداد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی، راه را برای بازپس گرفتن حقوق ایران در نفت جنوب باز کرد و با سد کردن راه تصویب قرارداد الحاقی «گس - گلشاییان»، به مجلس شانزدهم امکان داد تا صنایع نفت ایران را در سرتاسر کشور ملی اعلام کند.
از سوی دیگر، با معرفی دولت به مجلس، سادچیکوف سفیر کبیر شوروی در تهران، نخست وزیر را برای بردن مقاوله ی نفت به مجلس، زیر فشار سخت قرار داده بود :[49]

دولت شوروی، برای وارد آوردن فشار برای تصویب قرارداد نفت در مجلس، دست به نقل و انتقال واحدهای نظامی در کنار مرزهای ایران زده بود. تحرکات ارتش سرخ در مناطق پلدشت، جلفا و آستارا در آذربایجان و نیز مرزهای همسایه ی عشق آباد (اشک آباد) در خراسان، چشمگیر بود.

نخست وزیر، برای فعال کردن بیش تر سیاست دولت آمریکا در راستای حمایت آشکار از ایران در برابر شوروی، در گفت و گو با سفیر آمریکا در تهران، به گونه ای سخن می گوید که وی به این نتیجه می رسد که :[50]

قوام به این جمع بندی رسیده است که اوضاع، بیش از آن چه تصور می شود، وخیم است.
قوام از آن هراسناک است که در اثر رد قرارداد در مجلس شورای ملی، دولت شوروی، دسته جات نظامی غیرمنظمی را به خاک ایران وارد کرده و با ایجاد درگیری به استناد ماده ی 6 عهدنامه سال 1921 [ قرارداد مودت ]، نیرو وارد ایران کند.
دولت شوروی، در گفت و گوهای رودررو با احمد قوام، دو بار او را با استناد به این ماده، تهدید کرده بود.

گفت و گو پیرامون برنامه ی دولت، نزدیک به 20 روز به درازا کشید و سرانجام روز 12 مهر ماه، مجلس شورای ملی با 93 رای موافق، به دولت رای اعتماد داد.
هشت روز پس از گرفتن رای اعتماد از مجلس، احمد قوام زیر فشار سخت دولت شوروی، لایحه ی شرکت مختلط نفت ایران و شوروی را تسلیم مجلس کرد.
روز 29 مهر ماه 1326، احمد قوام نخست وزیر در جلسه ی علنی مجلس شورای ملی شرکت کرد. در این جلسه، وی گزارش فراگیری از سفر هیات ایرانی به مسکو را به عرض مجلس شورای ملی رسانید. سخنان احمد قوام، دو ساعت به درازا کشید و نخست وزیر در گزارش سفر مسکو، بر خلاف رویه ی معمول، یادداشت های رد و بدل شده میان دو طرف را نیز در مجلس خواند. در این جلسه احمد قوام گفت :[51]

تصور می کنم که در این موقع که می خواهم یک گزارش کافی از عملیات دولت نسبت به روابط ایران و شوروی به عرض برسانم، هرگز ضرورت و لزومی نباشد، به این که حوادث ناگوار و دردناک سال 1324 را ولو به طور خلاصه، به خاطر بیاورم و اشتعال آتشی را که در این سرزمین با مذاکرات نفت آغاز شد و منجر به مخاطره ی عظیم سیاسی و فاجعه بزرگ یکی از قسمت های حیاتی کشور، یعنی آذربایجان گردیده بود، در مدنظرها مجسم دارم. زیرا این وقایع، به اندازه ای دل گداز و خانمان سوز بوده که نه اکنون بلکه قرن ها، از خاطر ایرانی محو نخواهد شد.

در پایان گزارشِ سفر مسکو، احمد قوام با اشاره به مقاوله ی نفت، عنوان کرد :[52]

در نتیجه ی مذاکرات و مباحثات زیادی که از تفصیل آن می گذرم، موافقت نامه ای در باب شرکت نفت ایران و شوروی در تاریخ 15 فروردین ماه 1325 به ترتیب زیر تنظیم گردید که عین آن را برای اخذ تصمیم و تصویب قرائت می کنم.

پس از خواندن متن قرارداد، قوام به نمایندگان مجلس شورای ملی، یادآور شد :[53]

هرگز مقاوله نامه را امضا و تایید نکرده ام و تعهد کرده ام که آن را به صورت گزارش تقدیم مجلس کنم ... اگر هم ناچار به «پاراف» شده ام، محظورات سیاسی مرا بر آن داشت و امروز، آن محظورات وجود ندارد. تصمیم، تصمیم مجلس است.

قوام افزود :

در آن موقع، بیم حوادث هولناک می رفت. من ناچار بودم برای تخلیه ی ایران و حفظ آذربایجان، به طور خلاصه برای نجات ایران، اقداماتی بکنم و خود را مجاب دیدم که قرارداد نفت را امضا کنم. آن روز، آن کار من، به صلاح ایران بود و حالا هم، صلاح را در آن می بینم که هر جرح و تعدیلی می خواهید بکنید. عجله ننمایید و با مطالعه اقدام لازم را بنمایید.

به دنبال سخنان نخست وزیر، دکتر صادق رضازاده شفق که در هیات اعزامی ایران به مسکو نیز عضویت داشت و بر اثر استعفای قوام از نمایندگی تهران، به مجلس شورای ملی راه یافته بود، در جایگاه سخن قرار گرفته و گفت :[54]

من آشکارا می گویم که مجلس و دولت ایران طرفدار طرح دوستی پایدار با اتحاد جماهیر شوروی هستند. ما همسایه دیوار به دیواریم. بهترین خریدار کالای ما روسیه است و ما نیز به کالای روسیه احتیاج وافر داریم و ارتباط اقتصادی بین دو کشور به حکم طبیعت، لازمه ی مجاورت بوده و قابل تزلزل نیست. به نظر من اگر در این موقع، دولت معظم شوروی واقعا به حکم ضرورت و احتیاج اقتصادی از ما نفت می خواهد، ما با کمال خوشوقتی، به شرطی که در کشور خودمان آزادی عمل و امنیت کامل سیاسی داشته باشیم، بعد از استخراج، باید محصول خود را مطابق نرخ عادلانه بازار به آن دولت بفروشیم. زیرا، به مبادله و روابط بازرگانی روسیه احتیاج شدید داریم.
اگر نظر دولت شوروی منظور دیگری است، از قبیل این که دولت های رقیب دیگر در ایران، به خصوص در قسمت های مجاور شوروی، دارای حقوق و امتیازات راجع به استخراج نفت نگردند، به عقیده من، هم مجلس و هم دولت و هم ملت ایران، حاضر خواهند بود این نگرانی همسایه ی شمالی را عملا رفع کنند و سیاست موازنه و تامین قطعی منظورهای مشروع همسایگان خودرا به طرز صحیحی، روش سیاسی خود قرار دهند.

در پایان دکتر رضازاده شفق، طرحی را که تعداد زیادی از نمایندگان تهیه کرده بودند، با قید دو فوریت تقدیم ریاست مجلس شورای ملی کرد. طرح مزبور، در همان جلسه خوانده شد :[55]

ماده واحد :

الف) نظر به این که آقای نخست وزیر با حسن نیت و در نتیجه ی استنباط از ماده ی دوم قانون یازدهم آذر ماه 1323، اقدام به مذاکره و تنظیم موافقت نامه مورخ پانزدهم فروردین ماه 1325 در باب ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی نموده اند و نظر به این که مجلس شورای ملی ایران، استنباط مزبور را منطبق با مدلول و مفهوم واقعی قانون سابق الذکر تشخیص نمی دهد، مذاکرات و موافقت نامه فوق را بلا اثر و کان لم یکن می داند.

ب) دولت باید موجبات تفحص فنی و علمی را به منظور اکتشاف معادن نفت فراهم آورد و در ظرف مدت پنج سال نقشه های کامل فنی و علمی مناطق نفت خیز کشور را ترسیم و تهیه نماید تا مجلس شورای ملی، با استحضار و اطلاع کامل از وجود نفت به مقدار کافی، بتواند ترتیب بهره برداری بازرگانی از این ثروت ملی را به وسیله ی تصویب قوانین تعیین کند.

ج) واگذاری هرگونه امتیاز استخراج نفت کشور و مشتقات آن به خارجی ها و ایجاد هر نوع شرکت برای این منظورکه خارجی ها در آن به وجهی از وجوه سهیم باشند، مطلقا ممنوع است.

د) در صورتی که بعد از تفحصات فنی مذکور در بند «ب» وجود نفت به مقدار قابل استفاده ی بازرگانی در نواحی شمال ایران مسلم گردد، دولت مجاز است در باب فروش محصولات آن به اتحاد جماهیر شوروی، با آن دولت وارد مذاکره شود و نتیجه را به اطلاع مجلس شورای ملی برساند.

ه) دولت مکلف است در کلیه ی مواردی که حقوق ملت ایران نسبت به منافع ثروت کشور اعم از منابع زیرزمینی و غیر آن، مورد تضییع واقع شده است، به خصوص راجع به نفت جنوب، به منظور استیفای حقوق ملی، مذاکرات و اقدامات لازمه را به عمل آورد و مجلس شورای ملی را از نتیجه ی آن مطلع سازد.

روس ها، سخت به گشایش مجلس پانزدهم دل بسته بودند. حتی در دوران اشغال ایران، هزینه های زیادی نیز برای فرستادن دست پروردگان خود به مجلس پانزدهم انجام داده بودند (پیوست های شماره 7 و 8). هنگامی که مجلس پانزدهم، برخلاف محاسبه های آنان، مقاوله نامه ی قوام و سادچیکوف را رد کر

 

نوشته شده بدست محسن قاسمی شاد در  چهارشنبه 29 اسفند 1386  و ساعت 04:03 ق.ظ

ویرایش شده در -  و ساعت -

پیوند

(نگرش

 


نوشتار پیشین...

  ویژه‌نامه هفتم آبان‌ماه 1393، به مناسبت روز بزرگداشت كوروش بزرگ

  ویژه‌نامهٔ جشن ملی اسفندگان (سپندارمذگان) روز مهر ایرانی

  ویژه‌نامهٔ 21 آذر، روز نجات آذربایجان و گریز اهریمن

  خبرهای میراث فرهنگی و طبیعی از رسانه‌ها - 10 تیرماه 1391

  شماره 71 ماهنامه خواندنی منتشر شد

  راه اندازی دو تارنما در حوزه‌ی ایران‌شناسی

  سامانه جمع آوری امضا برای دریای مازندران

  جشن نوروز جمشیدی خجسته باد

  جشن ملی اسفندگان بر ملت بزرگوار ایران همایون باد

  نقدی بر یادداشت دکتر پیروز مجتهدزاده

  نوشتارهای نوین در تارنگار تاریخ و ادبیات ایران زمین 10 بهمن87

  هنرمندان خردسال 17 کشور در نمایشگاه بین المللی جوانه

  معرفی کتاب مهاجرت سوسیالیستی

  گاه شمار غائله آذربایجان

  ویژه‌نامه دی‌گان

تارنگار من ...

  تارنگار من

  رایانامه

[yahoo]


بایگانی ...

 نویسندگان

محسن قاسمی شاد (254)


موضوعات

عمومي (159)
تاریخ (24)
ادبیات (13)
اجتماعی (5)


 بایگانی

آبان 1393 (1)
اسفند 1392 (1)
آذر 1391 (1)
تیر 1391 (1)
خرداد 1391 (1)
اسفند 1388 (1)
آبان 1388 (1)
فروردین 1388 (1)
اسفند 1387 (1)
بهمن 1387 (2)
دی 1387 (8)
آذر 1387 (4)
آبان 1387 (17)
مهر 1387 (13)
شهریور 1387 (11)
مرداد 1387 (2)
تیر 1387 (2)
خرداد 1387 (1)
اردیبهشت 1387 (3)
فروردین 1387 (1)


صفحات

 

 

پیوند ...

  جشن‌های ایرانی

  ایران‌بوم

  تاریخ و ادبیات ایران زمین

  سیوند

 

پیونددونی ...

امضا برای حقوق ایران در دریای مازندران (-)
دیده‌بان دریای مازندران (-)
یادمانهای باستانی (-)
تارنمای آذرگشنسپ (-)
تاریخ و ادبیات ایران زمین (-)
بایگانی پیونددونی

 

جستجو ...

جستجو در تارنگار

 

خبرنامه ...

 

آمار تارنگار...

امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل نوشتار :

كل نظرها :

كل بازدید ها :

افراد آنلاین :